بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد

شاعر : خاقاني

نور ده آفتاب بخت بلند تو بادبوسه گه آسمان نعل سمند تو باد
گردن گردن‌کشان رام کمند تو بادخواجه‌ي جاني به لطف، شاه جهاني به قدر
مردم آن چشمها جمله سپند تو بادتا رخ و موي تو را در نرسد چشم بد
خون دل عاشقان نقش پرند تو بادخنجر تو چون پرند روشن و با زينت است
نامزد خرمي چشم نژند تو بادنامزد نيکوئي بر در ايوان توست
جان مرا تا اجل قوت ز قند تو بادعشق تو را تا ابد جاي ز جان من است
آنکه منش بنده‌ام بسته‌ي بند تو بادمن چه سگم اي دريغ کامده در بند تو
افسر خاقان چين نعل سمند تو بادسرمه‌ي خاقاني است خاک سر کوي تو